نفرت
حتــــــــــما این مطــــــــــــــــــــــلــــب را بخوانیــــــــــد اوشــــــــــــــــــــــــــــو پیامبــــــــــــــــــــر قـــــرن اوشـــــــــــــــــو نام مؤسس اين فرقه که از آن به پيامبـــــر قـــــــرن 21 ياد مي شود درسال 1931 در هند بدنيا آمد و متوفی سال 1990 می باشد . شــــــــــــــــــــعار اصـــــــــــــــــلی اوشـــــــــــــــــــــو یك قانون تنها در دنیا وجود دارد و آن اینكه هیچ قانونی وجود ندارد اوشــــــــــــــو مي گويد: مادر، پديده اي طبيعي است، پدر چنين نيست. پدر يك نهاد اجتماعي است، در ميان حيوانات، "پدر" وجود ندارد. اين انسان است كه پدر را يك نهاد ساخته است. در تمامي زبان ها، واژه ي "دايي"uncle از "پدر" قديمي تر است. چون ازدواج هنوز پا نگرفته بود، مشخص نبود كه كداميك پدر است. در طول هزاران سال، زنان و مردان آزاد بودند، بنابراين تمام مرداني كه سنشان اقتضا مي كرد كه پدر باشند، "دايي" خوانده مي شدند، يكي از آن دايي ها بايد پدر مي بود، ولي راهي براي دانستن آن وجود نداشت. مرکز پونـــــــــــــــــا سخنان اوشـــــــــــــــــو: ــــ«آنچه انسان را اسیر کرده خانـــــــواده است، که از تشکیل آن جامعه و بعد ملتها درست میشوند و باید همهی اینها از بین بروند.» ــــ رابطه داشتن و در عین حال مستــــــــــقل بودن؛ این همان شهامت است. درود خدا بر اوشو
ما گروهی۱۱نفره هستیم و حدود ۸ ماه است که سعادت داشتیم از مریدان مرد بزرگی چون اوشو باشیم از سمت چپ: الکس (المانی اصیل ) فرید(ایران) نجم(سوریه) صنم(خودم ُ ایران) فرزاد(ایران) ندا(ایران) امان(هند) پیریا و همانت (هند) ابهای (هند) فرشته(ایران) با ســـــــــــــــــــــلام به دوســـــــــــــــتان عزیزم عید باســـــــــــتانی نوروز را به همه شما دوستان تبریــــــــــک میگویم من فعلا تا مدت ۱ هفته دبـــــــــــــــی هستم و دســـــترسی به اینترنت برای من کمی دشـــــــوار است .به محض بازگشت به هنــــــــــــــــــد جبران زحـــــــــمات شما را خواهـــــــــــــم کـــــــــــرد . ************************** نامه هاتو من سلام به همه ی دوستای گلم و خوشگلم ۶ماه دلم بد جوری هوای آگرا رو کرده آخرین باری که رفتم آگرا ۱ سال پیش بودکه با بابک رفتم. هر چی به دوستام میگم گناه دارم بیاید با من بریم نمیان باهام .آخه ی تاج محل بمیرم واسه دلت که تو هم دلت واسه من تنگ شده ناراحت نباش میام گلم میام به زودی توی همین فکر ها بودم که یهو نیاز مثل همیشه وحشیانه با اون دوست پسر وحشی تر از خودش پریدن توی اتاقم و منو از توی رویاهای خوگشلم در آوردن .دیدم ۱۲ بلیط قطار گذاشتن جلوی من و گفتن فردا شب میریم آگرا ........... تولدت مبارک عرضم به خدمتتون که بچه ها تصمیم گرفته بودن که واسه تولدم منو ببرن آگرا .و تولد منو اون جا جشن بگیرن این قدر خوش حال شدم که قابل توصیف نیست ولی خوب کاش ایران بودم و کتار مامان جونم تولدمو جشن میگرفتم ولی حیف................. امشب حرکت داریم ساعت۱۲ شب جای همه ی دوستای گلم خالی .جای شایان جونم هم که پاهاش شکسته و نمیتونه با ما بیاد خالی (البته شایان جون حقته)به جاش همانت با ما میاد (بی اف هندی من).تاج محل اومدممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم دست دست دست اووووووووووووه کی میخواد بیاد وسط ...؟بفرمائید بفرمایید آقا مسعود (حقته بیام اون وسط از وسط دو نصفت کنم منو پیش پا میکنی ؟من ضایع میکنی تو دانشگاه نه؟) سارا باز داری با پسرها کل کل میکنی بشین عزیزم این امشب بگذر یوهوووووووووووووو حالا نوبته کیکه ممنونم از حضور همه ی دوستای گلم اکر شوخی با کسی شد معذرت خواهی میکنم SPECIAL THNKS TO AMIN
می دانید؟ خشونت همیشه یک چشم کبود و دندان شکسته و دماغ خونی نیست. خشونت، تحقیر و آزار گاهی یک نگاه است، نگاه مردی به یقه ی پایین آمده ی لباس زنش وقتی که دولا شده و چایی تعارف می کند. نگاه برادری است به خواهرش وقتی در مهمانی بلند خندیده. نگاهی که ما نمی بیینیم که نمی دانیم ادامه اش وقتی چشم های ما در مجلس نیستند چیست. خشونت ترسی است که آرام آرام در طول زمان بر جان زن نشسته. مردی است که در را که باز می کند زن ناگهان مضطرب می شود، غمگین می شود. انگار بترسد که خوب نیست. که کم است. که باید لاغرتر باشد چاق تر باشد زیباتر باشد خانه دارتر باشد یا عاقل تر باشد. خشونت آن چیزی است که زن نیست و فکر میکند باید باشد. خشونت آن نقابی است که زن می زند به صورتش تا خودش نباشد. مرد می تواند زن را له کند بدون اینکه حتی لمس اش کند. این ارث مردان است که از پدران پدرانشان بهشان رسیده. خشونت، آزارو تحقیر امتداد همان مادر ... ها، خواهر....ها، مادرش را فلان ها، خشونت، آزار و تحقیر همان زن صفت، مثل زن گریه می کردی هایی است که نمیگذارم سر کار بروی و از خودت استقلال مالی داشته باشی، یعنی بازخواست که این را چرا خریدی حالا چند خریدی ؟ خشونت، آزار و تحقیر پله های بعدی نردبانی هستند که پله ی اولش با فلانی و بیساری معاشرت نکن چون...است شروع میشود. فلان لباس را نپوش چون...است. چون هایی که اسمشان می شود "عشق". عشق هایی که می شوند ابزار کنترل که منتهی می شوند به زنانی بی اعتماد به نفس تهدید به ترک شده و شاید کتک خورده که مرد عاشق زخم می زند و زخم بالاخره خوب می شود. خشونت زنی است که زیر نفس های آغشته به بوی الکل مردش تظاهر به لذت می کند خشونت توجیه آزار روحی، کلامی، جسمی، جنسی مردی است که مست است. کبودی و زخم و شکستگی خوب می شوند. در طول ماه ها و سال ها گرفته می شود شبی ناگهان از تو تنها شدن شب ِحس ِای کاش فردا شدن
شب ِجان ِبارانم آتش گرفت شب ِ بغض ِ کهنه زبانش گرفت
شب ِ تکه تکه غرورم شکست دلم – متن سنگ ِصبورم – شکست
شبِ آینه تا شد از دیدنم پُر از وحشت ِمرگ ، خوابیدنم
همین لحظه هایی که ناباورند مرا تا مزار ِخودم می برند
کسی مرده در من که مومن نبود سزاوارِآغوش ِ ممکن نبود
کسی مرده در من که بیگانه نیست ستایشگر ِقلب ِ دیوانه نیست
کجایی تو ای عطر ِ بخشودگی به دادم برس ، مُردم از زندگی رسیدن به آرامش ِبی کسی
در این ناگهان تلخ و تنها شدن به دادم برس ،صبح ِ فردا شدن
حریقی که پایان ِاین بستر است شکفتن در آغوش ِ خاکستر است می روم هر کجا دلم بخواهد شاید لای کاغذهای خط خطی شاید بروم سراب باشم در بیابان آری چنین خوش است بودنم بی معنی می روم هر کجا پایم رود گردی و خاکی روی جاده ی نمناک باغی می شوم من که خواهم رفت آری چنین خوش است . . . . . هوا ترد و رنگین کمانی شود تصادف کند آب با آینه خیابان پر از مهربانی شود تو دستور دادی تنم بشکفد لبم بوسه ای ناگهانی شود! تو مجنون ایرانی ِمن شوی که لب های لیلی جهانی شود تو می خواستی یوسفت نشکند اگر چه زلیخا روانی شود! آلوده ی اشعار من... گریه های بی صدا درد های بی دوا بفهمید اهنگ مرا......................
حمید مصدق : تو به من خندیدی و نمیدانستی من به چه دلهره از باغچهی همسایه سیب را دزدیدم...
نشریهٔ ساندی میددی تایمز در هندوستان، او را به عنوان یکی از ده موردی که سرنوشت کشور هند را تغییر دادهاند، در کنار گاندی، نهرو و بودا نام بردهاست!!!!!!
وی بــــــــت معنوی جهان و بسیاری از جوانان می باشد .
اوشو هفــــــــت هزار سخنرانی كرده كه سخنانش در هفتصد و پنجاه كتاب گرد آوری شده است . مریدانش سخنانش را نوشته اند ولی اجازه ویرایش به سخنانش را نداده و گفته مطالب را همانطور كه گفته ام باید به دیگران و نسلهای بعدی منتقل بشود .از هفتصد و پنجاه كتاب به زبان انگلیسی حدود هفتاد كتاب در چند سال اخیر به زبان فارســـــی منتشر شده و یكی از مهمترین آثار اوشو بنام مراقبه های اوشو كه اخیرا مجوز چاپ گرفت و منتشر شد!!!!!!!!!!!!
به مدت بیش از 35 سال، اوشو شخصاً به تعــــلیم و همکاری با کسانی که نزد او می آمدند، پرداخت.
اوشو معتقد بود که زندگی انسان امروزی بایستی بر پایه ی مراقبه بنا شده باشد، منتها مراقبه ای که با نیازها و واقعیات زندگی انسان امروزی هماهنگ است.
او شیــــوه های متعدد نوینی برای مراقبه ابداع کرد تا هرکس بسته به نیاز و روحیه ی خویش، آن را برگزیده و با آن کار کند. او همچنین طی همکاری با درمانگران، روشهای جدید درمانی بر پایه ی مراقــــبه را ابداع نمود.
اوشو در طول زندگی خویش، در تمام زمینه های ممکن مربوط به پیشرفت خودآگاهی آدمی، سخن رانده است. مراقبه، عشـــــــــق، زندگی و مرگ، علوم، فلــــسفه، روانشناسی، تعلیم و تربیت، خلاقیت و روابط بین آدمها. سخنان او حاکی از طراوت، شوخ طبعی و بینش و بصیرت استثنایی وی است.
در 1974 کمون خويش را به نام "پونـــا" تأسيس کرد، تا در آنجا به گسترش عقايد خود بپردازد.
معبد اوشو "پونا" در شمال شرقي شهر پونا در محله کرگان پارک(Koregaon Park) قرار گرفته است.طرفداران اوشو سانياسيــــن ناميده ميشوند و براي انجام مراقبات و اعمال ديگري که اوشو سفارش کرده در محلي به نام اوشــــــــو پـــارک جمع مي شوند، که در آنجا هم عهد شده که هرگز ازدواج نکرده و با هم يک زندگي مشترک و گروهي را داشته باشند.
در هند، آمريکا، ايران و برخي کشور هاي ديگر هم اکنون اين کمونها يا اوشو پارک ها وجود دارند و تعدادي از جوانان در اين مجموعه ها عضو شده که ازدواج در آنها به علت مخالفت اوشو با ازدواج ممنــــــــــــــــوع مي باشد.
تا سحر خوندم
خسته از درد غربت
چشم برات موندم
سر به روی نامه هات من
خواب تو دیدم
نامه هاتو من
خیلی دوست دارم
می نویسی جان مادر
من چه کم دارم
تا تو را دارم مادر
من چه غم دارم
مادرم غربت چرا
تو رو کرد از من جدا
مادر مادر
تو رو من کم دارم بیا
بی تو من غم دارم بیا
آاااااااااااه
مادرم ای مهربون
با دل من همزبون
مادر مادر
میدونی که برات تنگه دلم
بی تو غم شده آهنگ دلم
آآآاااااااااااااه
نامه هاتو من
تا سحر خوندم
خسته از درد غربت
چشم برات موندم
سر به روی نامه هات من
خواب تو دیدم
یاد تو دمسازمه
گرمی آوازمه
مادر مادر
ندونستم قدر تو رو
نکنه که نبینم تو رو
آااااااااااااااااااه
مادرم تنگه دلم
نگو از تو غافلم
مادر مادر
تو رو من به خدا می سپرمت
میدونی که چقد دوست دارمت
آاااااااااااااااااااه
نامه هاتو من
تا سحر خوندم
خسته از درد غربت
چشم برات موندم
سر به روی نامه هات من
خواب تو دیدم
مادرم غربت چرا
تو رو کرد از من جدا
مادر مادر
تو رو من کم دارم بیا
بی تو من غم دارم بیا
آاااااااااااه
مادرم تنگه دلم
نگو از تو غافلم
مادر مادر
تو رو من به خدا می سپرمت
میدونی که چقد دوست دارمت
آاااااااااااااااااااه
نامه هاتو من
خیلی دوست دارم
می نویسی جان مادر
من چه کم دارم
تا تو را دارم مادر
من چه غم دارم
من که همیشه به مخ این دو تا شک داشتم و میدونستم یه فازشون کمه گفتم پاشید برید میخوام بخوابم ولی گویا حرفاشون جدی بوددد . اوه مای گاد نیاز اومد بوسم کرد و گفت:
دست دست دست اووووووووووووه
کی میخواد بیاد وسط ...؟بفرمائید. ........بفرمائید تعارف نکنید
به امین اومد وسط ٫امین باید برقصه از جی افش نترسه ٫امین جون زشته داری اون وسط میرقصی دستتو از مماقت در آر خجالت بکش فدات شم
به ساغر جونم اومد الهی من فدات شم فدای اون چشات شم مرسی که اومدی
حالا،حالا حالا حالا ،همه دستا به بالا به این الای خانومی بگید ١٠٠٠٠ ماشالله.
بابا یکی جلوی آرمین و بگیره . بابا آهنگ معمولیه ... تکنو نیستش که
سارا جون زشته عزیزم دست نزن به کا دوها بدههههههههههههههههههههههههه
رخشنده جونم کادو چی آوردی واسم هااااااااااا؟
مهرداد خجالت نمیکشی کادو نیوردی مگه نگفته بودم بدون کادو ورود ممنوعه
به آقا مرتضی میهن پرست جان من اگه اومدی در مورد ایران با من کل کل کنی بی خیال پرتت میکنم بیرون حواست باشه
بی ذوق جونم با ذوق شدی تیپ زدی به به مهدی جون دست بزن بیکار نشین گلم
امین هنوز با مماقت درگیری خوب دستت و در آر از توش
امید چی برداشتی گذاشتی توی جیبت زود بذار سر جاش زودددددددددد
دوستان عزیز لطفا در خوردن کیک زیاده روی نفرمایید![]()

ها کاکو مو کادو موخوام![]()
خشونت بی کلام، بی تماس بدنی،
نمی داند چرا در حضور مرد انگار کلافه باشد. انگار خودش نباشد.
خوشحال تر باشد سنگین تر باشد سکسی تر باشد
بدون اینکه حتی بخواهد لهش کند.
عمه اش را بیسارهایی است که به شوخی و جدی به هم و به دیگران می گوییم.
بچه هایمان از خیلی کودکی یاد می گیرند.
خشونت یعنی اینکه بهت پول نمیدم،
بی قدرت، غمگین، تحقیر شده، ترسان، وابسته،
که فکر می کنند همه ی زخم هایشان از عشق است.
و فکر می کند قاعده ی بازی همین است.
مستی انگار عذر موجهی باشد برای ناموجه ترین رفتارها !!!!
می دانید؟ کتک بدترین نوع خشونت علیه زنان نیست.
قدرت و شادابی و باور به خویشی که از زن
و گاهی هیچ وقت هیچ وقت ترمیم نمیشود.
فراسوی ِانکار و دلواپسی
آرزو دارم ببــینم پــر گناهـــی ، مــرده ای در دوزخــی و روسیاهــی
جـــای اینــکــه عاشــق زارتـــو باشم ، آرزو دارم عــزادار تــو باشـــم
بهتــر از هــر عاشـقی نازت کشیدم ، درعوض نامردمی ها ازتو دیدم
هرکجایی راه خوشبختی نیابــی ، راحت و بی دغـدغـه هرگــز نخوابی
هرکجایی آب خــوش هــرگزننوشی ، یالبــاس عافــیت هــرگز نپــوشــی
جـــای اینــکــه عاشــق زارتـــو باشم ، آرزو دارم عــزادار تــو باشـــم
ای چپاولگر توای وحشی ترازبـــبر ، وحشتیانه هم بمیری گرکنی صبر
عــاشـــقم کــردی و رفتــی ازکــنارم ، رنگ پائیزی کشیـــدی بر بهــارم
ای پری وانس وجن باتو همه قهر ، مرگ آیینه بنـدان می کند شـهر
جـــای اینــکــه عاشــق زارتـــو باشم ، آرزو دارم عـزادار تــو باشـــم
| Design By : Pars Skin |



























